X
تبلیغات
نماشا
رایتل

یک روز سگی

پنج‌شنبه 8 اردیبهشت 1390 ساعت 21:00

ساعت ۶:۳۰ دقیقه ی صبح ، هوا نیمه روشن ، همه جا سوت و کور . 

 

توو عالم ِ خواب سیر می کردم ، شب ِ قبل هم با تشویش خوابیده بودم . تنها چیزی که یادمه صدای بلند ِ پارس ِ یه سگ بود و صدای فریاد های جگر خراش ِ یه دختر یا شایدم یه پسر ِ نوجوان که هنوز صدایش خش دار نشده : وااااااااااااااااااااااااااااااااای ! وااااااااااااااااااااااااااااای ! واااااااااااااااااااااااااااا... 

آنچنان از خواب پریدم و خودمو رسوندم دم ِ پنجره و انقدر ترسیده بودم که صدای بلند تپش های قلبمو می شنیدم . احساس می کردم قلبم داره از دهنم میاد بیرون ، گفتم الانه که سکته کنم . از پُشت ِ پنجره سعی می کردم ببینم چه اتفاقی افتاده و به زور تونستم از بین ِ شاخه های درختا سگی درشت و زیبا ، شبیه ِ بل ، سگ ِ سپاسلین البته سفید با خال خال های قهوه ای ، رو ببینم . صدای پارس سگ قطع شده بود و صدای ناله های اون شخص می اومد ، ناله های از ترس ! دنبال ِ اون آدم می گشتم و فک کردم سگ بهش حمله کرده و گازش گرفته و حتماً الان خونین و مالین روو زمین افتاده ، اما هر چی نگاه کردم چیزی ندیدم . تپش های قلبم همچنان ادامه داشت . سگ آرام و خرامان از کنار پیکان زرد رنگی که کمی آن طرف تر از ساختمان ِ ما پارک شده بود ، گذشت و پُشت ِ آن پنهان شد. چند شب قبل هم کسی را همینطور ترسانده بود . دوباره به رختخواب برگشتم اما انقدر بَد و وحشتناک از خواب پریده بودم که نه تنها خواب به چشمم نمی آمد بلکه تپش های بلند و ضربات ِ محکم ِ قلبم ، دردی در ناحیه ی سینه ام ایجاد کرده بود . نفس هایم کمی سنگین تر شده بود . دوباره دقایقی بعد صدای پارس ِ بلند ِ سگ را شنیدم و خانومی که سعی داشت فرزندش را آرام کند که ظاهراً او هم ترسیده بود . انگار این حیوان از ترساندن ِ آدم ها لذت می برد و هربار که کسی از کنار ِ ماشین عبور می کرد ، بی خبر از حضور ِ سگ پشت ِ ماشین ، ناگهان بیرون می آمد و شروع به پارس کردن می کرد و شاید حتی از دیدن ِ آدم هایی که از ترس فریاد می زدند یا فرار می کردند ، در دلش می خندید . خواستم به ۱۳۷ ، تلفن ِ شکایات ِ شهرداری زنگ بزنم و اطلاع دهم اما ... اما دلم نیومد چون می دونستم دیر یا زود کسی دیگر این کار را انجام خواهد داد و آنها هم تنها کاری که می کنند این است که سگ را می برند و می کُشند . چند وقت پیش هم این اتفاق افتاد و چون محله پُر از سگ شده بود مراسم سگ کُشی راه انداختند و حیوان های بدبخت را نیست و نابود کردند . تا دلتان بخواهد گربه بود که در کوچه ولو بود و در سطل آشغال ها می لولیدند . دو روز بعد از آن صبح ِ پُر استرس و وحشتناک دیگر از سگ خبری نبود و الان چند روز است که گوش می کنم تا شاید باز هم صدای پارس کردن هایش را بشنوم ولی خبری ازش نیست. به گمانم به ملکوت ِ اعلی پیوست . حیوان ِ بیچاره ! به کسی لطمه ای نمی زد فقط از ترساندن ِ آدم ها لذت می برد . سگ های زیادی هستند گُنده تر و زشت تر و وحشتناک تر از این سگ های خیابانی که نه تنها آدم ها را می ترسانند بلکه لطماتی سخت و جدی هم به جسم و روح ِ آنها می زنند اما به چه کسی ، چه شماره ای باید از آنها شکایت کرد ؟!!!! 

 

 

تَه نوشت ۱: دوباره ۲ روز بود که به خاطر بارندگی های شدید تلفنمون قطع شده بود و بلاخره امروز وصل شد . تعدادی از کامنت های پُست ِ قبل بی پاسخ موند که عذر خواهی می کنم از دوستان و اگه فرصت کردم پاسخ می دم . 

 

تَه نوشت ۲: میلاد عزیز هدیه ای بهم داده که خیلی خوشحالم کرد . چند تا تصویر جالب که خودش طراحی کرده بود . واقعاً ازت ممنونم میلاد ، واقعاً ! می گم تو واقعاً قصد نداری وبلاگ بزنی ؟! قول داده بودیا ! بابا وبلاگ بزن دیگه تا بتونم پاشم بیام وبلاگت و ازت تشکر کنم ! تازه اگه وبلاگ داشتی الان لینک وبلاگتو می دادم ! زود باش دیگه ! دوستان ، میخوام اون تصاویر رو توو ادامه ی مطلب بزارم تا شمام ببینین ! پس لطفاً به ادامه ی مطلب سری بزنید ! 

 

تَه نوشت ۳: این مدت یه مقدار کم کارتر شدم ، کمتر اینجا می نویسم ، می دونم ! راستش دارم تلاش می کنم که یه تعادلی بین ِ کارهام برقرار کنم و یه برنامه ریزی بکنم تا از وقتم به خوبی استفاده کنم و به همه کارهام برسم . چند وقته برنامه ی خوابم بهم ریخته ، شبا تا ۳ ، ۴ صبح بیدارم و روزا تا ۱۰ خوابم و این بموقع نخوابیدنا کِسلم می کنه ! باید برنامه ی خوابمو تنظیم کنم . باید خوب شم ، باید بهتر شم ! باید ! 

 

 

 

 

بله ، این شما و این تصاویری که میلاد عزیز بهم هدیه داده !

 

حجم عکسارو کم کردم تا راحت تر باز شن !  

 

چه فلوتی بزنم من !

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

اینا همشون منما !!!  اگه بعضی جاها می بینید جنسیتم تغییر کرده برا اینه که من قابلیت تغییر ِ جنسیت دارم ، نمی دونستید ؟!!!!  

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo