X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل

تقصیر ِ اردیبهشت نیست !

پنج‌شنبه 22 اردیبهشت 1390 ساعت 14:37

پشت ِ شیشه ی پنجره ، طبق ِ معمول ِ همیشه ، ایستادم و به پائین نگاه می کنم ، به خیابان ! به کوچه ی روبرویی که البته بیشتر شبیه ِ خرابه است ! مردی در حالی که کت و شلواری کهنه به تن دارد ، آرام و در عین ِ حال شُل و شلخته وار راه می رود و از کوچه ی روبرویی نزدیک و نزدیک تر می شود . پاچه های شلوارش کوتاه است و با حرکت ِ پاهایش که عقب و جلو می رود تکان تکان می خورد ، جوراب های طوسی اش پیداست و پیرهنی که از زیر ِ کُتش آویزان است . دمپائی هایش را به زمین می کشد و چخ چخ کنان وارد ِ خیابان می شود و از آن می گذرد . 

 

این طرف دو جوان در ِ کاپوت ِ پرایدی را بالا زده اند و روی آن خم شده اند و گهگاهی چیزی به هم می گویند .  

زنی نسبتاً خوش پوش در حالی که کیسه ای به دست دارد و از شدت ِ تابش ِ آفتاب ابروهایش را در هم کشیده ، با قدم هایی نسبتاً تند از مقابل ِ چشمانم می گذرد .  

آن طرف تر پسر بچه ای حدوداً  ۵ ، ۶ ساله با تیشرتی زرد رنگ و شلوارکی طوسی ، در حالی که به چیزی درون ِ دستانش خیره شده که از دور تشخیص دادنش آن هم بدون ِ عینک برایم مشکل است ، با قدم هایی محکم و حالتی پر هیجان وارد ِ کوچه ی روبرویی می شود . 

 

گهگاه ماشین های مختلف تُند یا آرام عبور می کنند و صدایشان لحظه ای فضای کوچه را پُر می کند . 

دختری جوان می گذرد . 

پسری محصل می گذرد . 

کسی به سمت ِ خانه روان است و کسی به سمت ِ مقصدی که نمی دانم کجاست ؟! 

 

اینجا زندگی جریان دارد ، جریانی کُند و در عین ِ حال تُند ! 

 

صدای آواز ِ گنجشکان تمام ِ مدت به گوش می رسد . همان آواز همیشگی را می خوانند . همان آوازی که اگر غمگین باشی برایت حُزن آلود و اگر شاد باشی ، شادی آفرین است . آنها همیشه همین آواز را می خوانند ، این بستگی به احساس ِ تو دارد که چگونه آن را بشنوی ! 

 

بادی ملایم درختان را تکان تکان می دهد ، انگار می خواهد به رقصی آرام وادارشان کند و گاهی هم چرخشی تند ! 

اینجا انگار همه چیز آرام است ! 

 

به خودم می آیم ، روی ِ سرامیک های سرد ِ خانه نشسته ام و همچنان به بیرون خیره مانده ام ! 

موتور سواری می گذرد ! 

اتوبوسی... ! 

ماشینی که صدای ترانه ی در حال ِ پخشش ، در فضای کوچه طنین انداز می شود... 

وقتی تو نیستی قلبمووووووو... واسه کی تکرار بکنم 

گلهای خواب آلودروووووووو... واسه چی بیدار بکنم.... 

 

 

 

تَه نوشت ۱: تقصیر ِ اردیبهشت نیست ، 

اگر بعضی از تلخ ترین های زندگیم در آن اتفاق افتاد ! 

اگر خداوند در این ماه من را مورد ِ امتحان و آزمایش قرار داد ! 

اگر من کم صبر و بی طاقتم ! 

اگر... 

تقصیر ِ اردیبهشت نیست ! 

تقصیر ِ هیچ ماهی نیست اگر من حال ِ خوبی ندارم ! 

اردیبهشت ِ امسال ، همان اردیبهشت ِ همیشه است ،  

مثل ِ آواز ِ پرندگان ! 

بستگی به احساس و حال و روز ِ من دارد  

که آن را حُزن آلود بدانم یا شادی آفرین ! 

 

تَه نوشت ۲: وقتی حالم بده می نویسم ، ولی وقتی حالم بهتر باشه بازم می نویسم چون دلم نمی خواد نگرانم باشید ! خوبم ! آرومم ، آروم .

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo