X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل

می دونی !... هیچکی ازم نمی پرسه چه حالی دارم .

سه‌شنبه 14 تیر 1390 ساعت 00:06

اونا دارن چوبه ی دار رو عَلم می کنن . 

۲۵ دقیقه وقت دارم . 

 

۲۵ دقیقه دیگه تو جهنّم اَم . 

۲۴ دقیقه وقت دارم . 

 

خب ، یه کم لوبیا پخته بم دادن که گُشنه نمیرم . 

 ۲۳ دقیقه دیگه وقت دارم . 

 

می دونی !... هیچکی ازم نمی پرسه چه حالی دارم . 

۲۲ دقیقه وقت دارم . 

 

به فرماندار نامه نوشتم ، به اون لعنتی ، 

اوخ ، همه اش ۲۱ دقیقه دیگه . 

 

به شهردار تلفن زدم ، نیست ، رفته نهار . 

۲۰ دقیقه وقت دارم . 

 

کلونتر می گه « دوست دارم ببینم چه جوری می میری . » 

۱۹ دقیقه وقت دارم . 

 

بهش خندیدم ، تُف انداختم تو صورتش . 

۱۸ دقیقه وقت دارم . 

 

به قاضی تلفن زدم ، التماس کردم . 

۱۷ دقیقه وقت دارم . 

 

اون گفت « دو هفته دیگه تلفن بزن ، نه ، سه هفته دیگه . » 

۱۶ دقیقه وقت دارم . 

 

وکیلم می گه « ببخشید ، متاسفم که این پرونده رو باختم . » 

۱۵ دقیقه وقت دارم . 

 

خب اگه باختی و متاسفی ، پس بیا جاتو با من عوض کن ! 

۱۴ دقیقه وقت دارم . 

 

حالا کشیش هم اومده ، تا برام دعا بخونه . 

۱۳ دقیقه وقت دارم . 

 

اون از آتیش جهنم حرف می زنه ، ولی من خیلی سردمه . 

۱۲ دقیقه وقت دارم . 

 

حالا دارن طنابو امتحان می کنن ، پُشتم یخ زده . 

۱۱ دقیقه وقت دارم . 

 

طناب لعنتی امتحانشو پس داد ، کارش درسته . 

۱۰ دقیقه وقت دارم . 

 

ممکنه عفو بم بخوره و آزاد شم . 

۹ دقیقه دیگه هنوز مونده . 

 

ولی سینما که نیست ، پس می گن « ولش کن یارو رو . » 

۸ دقیقه دیگه وقت دارم . 

 

حالا دارم با نردبوم می رم بالا ، پاهامو بسته ن . 

۷ دقیقه دیگه مونده . 

 

باید مواظب پله ها باشم ، و گرنه پام می شکنه . 

۶ دقیقه دیگه مونده . 

 

پاهام طناب پیچه ، گردنم وسط گره س . 

۵ دقیقه وقت دارم . 

 

یکی بیاد طنابو واز کنه... 

۴ دقیقه وقت دارم . 

 

کوه ها رو نگا ! عجب آسمونی ! 

۳ دقیقه وقت دارم . 

 

لامصّب ، چه روز قشنگیه برا مُردن . 

هنوز ۲ دقیقه دیگه دارم .  

 

صدای لاشخورا میاد ، قار قار کلاغا میاد . 

۱ دقیقه وقت دارم . 

 

حالا تاب می خورم ، برو که رفتیم... 

دیگه وقت ندارم . 

 

                                      شل سیلور استاین ، از کتاب « به این می گم عشق واقعی » 

 

 

 

تَه نوشت ۱: تا حالا خودمو جای یه محکوم به اعدام نذاشته بودم ! 

 

تَه نوشت ۲: گاهی چقدر وقت کُشی می کنیم در حالی که ممکنه کسی به کمک ِ ما نیاز داشته باشه ! ( بخصوص در شغل و پست و مقامی که داریم . ) 

 

تَه نوشت ۳: دیگه هیچچی نمی گم ! خودتون فک کنین !

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo