الان یه ساعته نشستم پشت ِ این مانیتور و به کیبورد نگاه می کنم
به مانیتور نگاه می کنم
به کتابام نگاه می کنم
به سرتاسر ِ این اتاق ِ سرد
باور کنید نمی تونم بنویسم !
نمی دونم چی بنویسم ؟!
دلم می خواد بنویسم
ولی .. چی .. چی بنویسم ؟!
هوا گرمه ها ولی نمی دونم چرا من همش سردمه ؟!!!
پاهام یخ کردن ! هی مور مورم می شه !
چشام انقدر سنگینه !
برم بخوابم بهتره !
بعداً ، سر ِ فرصت ، سر ِ حوصله می نویسم
بهتر می نویسم !
تَه نوشت امشب بی تَه نوشت !
به درد من دچار شدی حنانه.
مدتهاست...
سلام
علت سردبودن پاهایت کم خونی می باشد خون گرم دمای بدن رابالامیبردوقتی کم خون باشیم همینطورمیشه
برای درمان ان صبح وشب یک قاشق شیره انگوربنوش میتوانی انراشربت کنی دریک لیوان اب وبنوشی
به تگ غذاهای خون سازرجوع کن
غذاهای حاوی ب12ویتامین منحصردرغذاهای حیوانی است کباب برگ - تخم مرغ محلی - جگر- کره محلی دربرنامه هایت باشد
غذاهای کلسیم دارمغزاستخوان راپرمیکندومغزاستخوان خون سازاست اگرگوشت رادیده باشی مغزاستخوانهاقرمزاست
لذافقظ شب مصرف کن کلسیم دارها را =شیرباخرمایاگردو-کشک باگردو- کنجد- بادام - ...
سلااااااااااااااااااااااااااااام.
ممنونم از راهنمائی های خوبت !
علت سنگینی چشم طبع سرداست اگرمربوط به کم خوابی نباشد
انقدرغذاهای گرم وخشک بارجوع به صفحات ثابت ادرس قبلی طبغ غذای سردوترمصرف کن که ادرارت مثل اب بی رنگ نباشد بلکه برنگ طلای زردباشد همیشه
توازن اسیدوبازبدنت برقرارمیشه وازخواب الودگی وسنگینی چشم رهامیشوی
چشم دختران باید گشادباشد باغذاهای گرم وخشک این مقصودحاصل میشه نباید خوابیده وتنگ باشه بخاطرمشکلات کبدی لذااهتمام نما
امام علی می فرماید بادخترانی ازدواج کنید که چشمانی درشت دارند مفهومش این است که مشکل کبد ندارند
سردوترهستی یعنی غذاهای سردوترکبدت رااذیت میکند چشم جمع میشه پوست کدرمیشه وازبراقی می افند غذای مذکورجذب بدنت نمیشه بصورت هیستامین خارج میشه ازپوست وگوشت وجوش میشه و...پس باید غذای گرم وخشک که داروی کبدتوهست بخوری به همان میزان که گفتم یعنی ادرارت زردباشد
بازم ممنونم. راهنمائیات مفیده !
می فهمممممممممممم
پس چرا نوشتی ننوشته بودی سنگین تر بودییی
پاهاتم که سرده مال استرس می شود لطفا ویزیت من رو پرداخت کنید ، شور نزن تا پاهات سرد نباشه
با تشکر دکتر آرمین امین بیطرف
عضو کمسیوم پزشکی ایران
آخه یکی از دوستان ازم خواسته بود که حتماً بنویسم ! دلم می خواست یه چیز خوب بنویسم ولی هر چی نشستم پای کامپیوتر فایده نداشت ، انگار ذهنم قفل شده بود ! همین بود که این شد !
دست ِ شما درد نکنه دکتر ، حالا ویزیتتون چقدری هست ؟!
با ما یکم ارزون تر ، رفاقتی حساب کنید !
مثل هر روز ِ منی...
خیلی سخته !
عزیز دلم ...
حنانه جونم خصوی داری ...
مرسی عزیزم. می خونمش !
خصوصی ...
ببخشید اشتباه تایپی بود ...
سلام گلم...


دلت گرم نیست...واسه همین سردته تو این هوای گرم...
تقدیم باعشق:
سلااااااااااااااااااااااااااام عزیزم.
زدی به هدف مرضی جان! زدی به هدف !
سلاااااااااااااااااام حنانه جونم ...
راستشو بخوای منم یه جوری ام .... خیلی چیزا مینویسم ولی هیچکدوم راضیم نمیکنن ... نمیدونم چم شده جونم ... دعا میکنم هممون زودتر بهتر از این ها بشیم ... خیلی مراقب خودت باش حنانه ی گلم ..
هزارتا بوس برای قلب مهربونت ...
سلااااااااااااااااااااااااام عزیزم.
مرسی خانومی.
انشالله هممون رو به راه بشیم و دست به قلم !
قربونت برم . پس این بوس هارم از من داشته باش !
سلااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام
مرسی عزیزم قشنگ بود
از بابت نظرتم ممنونم عزیزم .
سلااااااااااااااااااااااااااااااااام.
ممنون .
خواهش می کنم.
فقط کاش اسمتم نوشته بودی !
نرخ ویزیت فوق تخصص 12 هزارتومان .
حالا داری مثلاً رفاقتی حساب می کنی ؟!
منم همین مدلیم مجبور شدم برم ارشیو نوشته هام و حالا هم میخوام دوباره باشم ............از فردا خبری نیست پس امروزو نباید بیهوده بگذرونم باید بنویسم باید شاد باشم باید بخندم ......
خیلی خوبه عزیزم.
منم دوست دارم زود دوباره اون قدرت روحیمو بدست بیارم !
حنانه سلام
تازه نیم ساعت از نمایشگاه برگشتم از ساعت 11:30 رفتم
حنانه اینهمه با عشق رفتم آتش بدون دود بگیرم از شانسم نیومده بود
ناشرش گفت احتمالا فردا می آید و حتما حتما اگه فردا نیاد 4 شنبه هست
کلی ذوق داشتماااا خورد تو ذوقم اما اشکال نداره حتما میرم میگیرمش
تازه ناشرش میگفت 3 جلدی شده کتاب البته گفت هیچی ازش کسر نشده
خلاصه که فعلا در حسرتش باید بسر ببریم
اما خوب به جاش 3تا کتاب دیگه از نادر ابراهیمی خریدم
حسابی متعادم کردی بهشاااا
سلااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام میلاد خان گل .
آخی ! اشکال نداره بعداً می گیریش !
من سری ۷ جلدیشو دارم و چقدرم کتاباش خوشرنگ ِ ! اما خب سه جلدی شدنش از این جهت خوبه که تعداد ِ کتابا کمتره ! مطمئنم کلی از خووندنش لذت می بری !
کتاب های نادر ابراهیمی اکثراً جالبن ! کتاب « بار دیگر شهری که دوست می داشتم » از نادر رو حتماً بخون ! خیلی شاعرانه س ! کلاً قلمش قلمیه که هم شاعرانه س و هم عمیق می نویسه انگار همه چیز رو با تمام ِ وجودش حس کرده و بیان می کنه !
من خودمم از نمایشگاه کتاب امسال دو کتاب دیگش « یک عاشقانه ی آرام » و « چهل نامه ی کوتاه به همسرم » رو گرفتم !
امیدوارم کتاباش و سبک نوشتنش رو دوست داشته باشی !
سلام حنانه جوووون
منم همینطورم
سلاااااااااااااااااااااااااام عزیزم.
مثل اینکه اینروزا مشکل اکثرمون همینه !
منم خیلی پر از خالیم......چراا؟؟؟؟؟ نمیدونم
این که آدم ندونه از همه بدتره !
وای منم یه وقتایی اینجوری میشم اما انگار یکی مجبورم کرده بنویسم انقده مینویسم
پاک مینم تا یه چیزی در بیاد
منم می خوام اینطور موقع ها خودمو مجبور به نوشتن کنم ولی فایده نداره یا دیگه حداکثرش همینی می شه که توو این پست نوشتم !
سلام حناجونم تو که از من بدتری
سلااااااااااااااااااااااااااام عزیزم.
چه کنیم دیگه !
منم خالی ام...
خالی از خویشتن حتی
بنویس حنانه تو میتونی ...مطمئنم .
آره برنا !
سعی کردم و امشب نوشتم بلاخره !